سديد الدين محمد عوفى
314
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
سه روز مهمان داشتى « 1 » ، و اگر پياده بودى « 2 » پاى افزارش راست كردى « 3 » و بازگردانيدى « 4 » . تا « 5 » وقتى اديبى سوى او آمد و اين كريم او را « 6 » مهمان داشت « 7 » و سه « 8 » روز در حق او خدمت كرد « 9 » و آن اديب روز چهارم نرفت و هم در « 10 » آنجا اقامت كرد « 11 » و ده روز آنجا ببود . و آن « 12 » كريم از وى سآمت و ملالت « 13 » آورد و « 14 » رقعه نوشت كه تو نشنيدهاى كه مهمان روز اول زر باشد و روز دوم نقره « 15 » و روز سوم ارزيز « 16 » و چهارم « 17 » سفال و پنجم خاكستر « 18 » ، اگر نرود در كويش اندارند « 19 » . و تو از خاكستر بترى و از حد گرانجانى گذشت « 20 » . و اگر بر من اوامىدارى بگوى و اگر ندارى وقت آن آمد كه زحمت ببرى . مهمان چون آن رقعه بخواند از اقامت پشيمان شد و عذر خواست و بازگشت . اين حكايت در جهان منتشر شد « 21 » و بدين يك بىمروّتى كه بكرد نام او لئيم كردند « 22 » و بيشتر ذكر او به نيكويى كس نراند « 23 » . [ ملك كرمانى روزها با لشكر عضد الدوله جنگ مىكرد و شبها براى سپاه او طعام مىفرستاد ] حكايت ( 26 ) آوردهاند كه ملكى بود در كرمان در غايت كرم و مروت « 24 » و عادت او آنكه هركس از غربا كه به شهر او رسيدى هر آينه « 25 »
--> ( 1 ) مج : داشت ( 2 ) مپ 2 : اگر پاىافزار نبودى ، مج - و اگر پياده بودى ( 3 ) بنياد : كارش ساختى ( 4 ) مپ 2 - و بازگردانيدى ( 5 ) مپ 2 - تا ( 6 ) بنياد + سه روز ( 7 ) مچ - و اگر پياده بودى پاى . . . . داشت ، بنياد : كرد ( 8 ) متن . سوم ( 9 ) بنياد - و سه روز . . . . كرد ( 10 ) مج و بنياد - در ( 11 ) مپ 2 - و هم در آنجا اقامت كرد ( 12 ) مپ 2 - آن ، مج و بنياد : اين ( 13 ) متن و مج - و ملالت ( 14 ) مج + نزديك اديب ( 15 ) مپ 2 + باشد ( 16 ) مج + و سرب ( 17 ) مپ 2 : روز چهارم ( 18 ) مج + كه ( 19 ) مج : بايد ريخت ( 20 ) متن - گذشت ، مج : از آن خاكستر كه ازو كوه احد گران ترست ، بنياد : از سنگ سختترى ( 21 ) مج : فاش گشت ( 22 ) مج - و بدين يك . . . كردند ، ( 23 ) متن : و از آنوقت باز هيچكس نام او به نيكى نبرد ، مپ 2 : و هيچكس نام او به نيكى نبرد و السلام ، بنياد - و بيشتر ذكر . . . نراند ( 24 ) متن - و مروت ، مج و بنياد : بغايت كريم و باذل ( 25 ) مپ 2 - هراينه